أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

377

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

دشمن‌گدازى از گذر ترمذ « 1 » به امداد آن پادشاه صافىاعتقاد مىفرستند و چون نوّاب بابرى به حصار مىرسند ، شهرستان را كوچه‌بند كرده خندق ديگر بر دايرهء حصار مىافزايد و از اسباب توكّل به حضانت آن حصار استوار جمع مىفرمايد . سلاطين بخارا و سمرقند را سپر لشكر كثرت‌اثر ساخته به حوالى حصار مىآيند و چون خبر امداد بيرام بيك به مسامع مىرسد ، باز رجع القهقرا عزيمت سمرقند مىنمايند . و چون اين خبر خاطر انور امير عدالت‌پرور را مشوّش ساخت ، خاطر از دغدغه مخالفت بابر پادشاه آسوده داشته دفع سلاطين اوزبكيّه را وجههء همّت عالى نهمت ساخته متوجّه بلخ گرديد . و در اوايل رجب المرجب سنهء ثمان عشر و تسعمائه [ 918 ] به بلخ درآمده ، بيرام بيك كه والى آنجا بود و در مدّت حكومت خود در آن سزمين رعايت عدالت و شريعت فرموده موالى و اهالى هر ديار را كه گذار بر آن موطن دل قرار انداخته بودند به انواع دلجويى نواخته ، بسيارى از اين طايفه را به اصناف الطاف مقضى المرام ساخته بود به انواع پيشكش و تحف مقدم آن زبدهء اهل شرف را مبارك و ميمون شمرده كمر متابعت با وجود رفعت قدر و مناعت رتبه بر ميان بست . و آن حضرت مدّت بيست روز در بلخ نشسته جمعى از غازيان كاردان را به كنار آب آمويه فرستاد [ 485 ] كه كشتىها را به گذر ترمذ آورده محافظت نمايند كه مبادا از حركت لشكر خلاف باد مخالفى وزيده كشتىها را متفرّق سازد . و آن مردم حسب الفرمان عزيمت نموده به موجب حكم به رعايت لوازم و كاردانى در كنار آب به امر كشتىبانى قيام مىنمايند . و بعد از مدّت مذكور رايات امير نجمى از موضع مذكور از آب گذشته ، عالىجناب امير محمّد مير يوسف را به حصار فرستاده ادّعا مىكنند كه رايات بابرى با جنود و وفود توجّه فرموده به اردوى ايشان ملحق گردند تا به اتّفاق نوبت ديگر آن خطّه را از خطر آن طايفه پاك سازند . و سيّد مومى اليه هماى مثال به بال استعجال طىّ بوادى فرموده چون به عزّ ملاقات و مقالات پادشاه فايز مىآيند خاطرنشان پادشاه مىنمايند كه اجتماع لشكر شاهى دين‌پناهى در اين سير خير محض و محض حيرت است چرا كه ، اوّلا صفحهء خاطر عاطر امير نجمى از

--> ( 1 ) . ترمذ : شهرى است در ازبكستان ، در شمال رود جيحون ( آمودريا ) در نزديكى مرز افغانستان .